قانون تشکیل دادگاههای کیفری ۱ و ۲ و شعب دیوانعالی کشور
قانون تشکیل دادگاههای کیفری ۱ و ۲ و شعب دیوانعالی کشور مصوب ۱۳۶۸
به همراه تفسیر قانونی ماده ۳۵ قانون تشکیل دادگاههای کیفری ۱ و ۲ و شعب دیوان عالی کشور
فصل اول – محاکم کیفری
مبحث اول – در تشکیل دادگاهها و صلاحیت آنها
ماده ۱– دادگاههای کیفری به ترتیب مقرر در این قانون تشکیل و به جرایمی که مطابق قوانین دارای مجازات زیر بوده و در صلاحیت دادگاههای دیگری نباشند رسیدگی و حکم مقتضی صادر مینمایند:
۱- حدود
۲ – قصاص
۳ – دیات
۴ – تعزیرات
۵ – مجازاتهای بازدارنده
ماده ۲ – دادگاههای کیفری به دادگاههای کیفری ۱ و دادگاههای کیفری ۲ تقسیم میشوند. در معیت دادگاههای کیفری ۱ و ۲ دادسرای عمومی انجام وظیفه مینماید.
ماده ۳ – دادگاههای کیفری ۱ و ۲ تشکیل میشود از یکنفر رئیس یا عضو علیالبدل.
ماده ۴ – هر گاه رئیس یا عضو علیالبدل نسبت به مواردی از رئیس کل دادگاهها یا رئیس دادگستری حوزه متبوعه درخواست مشاور کند، رئیس مکلف به اعزام مشاور است. در این صورت قبل از اتخاذ تصمیم دادگاه، مشاور مکلف است پرونده را دقیقاً مطالعه و بررسی نموده نظر مشروح ومستدل خود را در اسرع وقت و کتباً اعلام نماید. تخلف مشاور از این امر موجب محکومیت انتظامی تا درجه ۳ خواهد بود.
تبصره ۱ – چنانچه پس از خاتمه رسیدگی، مشاور حداکثر ظرف مدت ۵ روز نظر مشورتی خود را به دادگاه تسلیم نکند، قاضی دادگاه راساً اتخاذ تصمیم مینماید.
تبصره ۲ – چنانچه قاضی دادگاه به تشخیص شورایعالی قضائی مجتهد جامعالشرایط باشد پس از خاتمه رسیدگی بدون اینکه منتظر نظرمشورتی بماند میتواند اتخاذ تصمیم نماید.
ماده ۵ – دادگاه کیفری ۱ در مراکز استانها و شهرهایی که شورایعالی قضایی تأسیس آنرا لازم بداند تشکیل میشود و حسب مورد میتواند دارای شعب متعدد باشد، تخصیص هر شعبه به هر یک از انواع خاص جرائم با شورای عالی قضایی است.
تبصره ۱ – هرگاه در محلی دادگاه کیفری ۱ تشکیل نشده باشد، رسیدگی به جرائم آن محل که در صلاحیت دادگاه کیفری ۱ است، با نزدیکتریندادگاه کیفری ۱ حوزه قضایی همان استان خواهد بود.
ماده ۶ – دادگاه کیفری ۲ در شهرهایی که شورایعالی قضایی لازم بداند تشکیل میشود و حسب مورد میتواند دارای شعب متعدد باشد. تخصیص هر شعبه به هر یک از انواع جرائم با شورایعالی قضایی است.
ماده ۷ – دادگاههای کیفری ۱ با رعایت ماده ۱ این قانون به جرائم زیر رسیدگی مینمایند:
الف – جرمی که کیفر آن اعدام، رجم، صلب و نفی بلد بعنوان حد باشد.
ب – جرمی که کیفر آن قطع یا نقص عضو باشد.
ج – جرمی که کیفر آن به حسب قانون ۱۰ سال زندان و بالاتر باشد.
د – جرمی که کیفر آن به حسب قانون بیش از دویست هزار تومان جزای نقدی باشد.
هـ – جرمی که کیفر آن نصف دیه کامل هر یک از موارد ششگانه و یا بالاتر باشد اعم از عمد یا شبه عمد و یا خطاء محض.
تبصره ۱ – هر گاه جرمی که ادعا شده احتمال ترتیب یکی از کیفرهای مذکور بر آن باشد و پس از ختم دادرسی معلوم شد که کیفر آن کمتر از امورمذکوره است، دادگاه کیفری ۱ مبادرت به انشاء حکم خواهد نمود.
تبصره ۲ – هر گاه در محلی دادگاه کیفری ۲ تشکیل نشده و یا تشکیل شده ولی پروندههایش متراکم است و یا دادگاه فاقد قاضی باشد و نیز درصورتی که قاضی دادگاه کیفری ۲ مطابق قانون صلاحیت رسیدگی به پروندهای را ندارد، دادگاه کیفری ۱ میتواند بر حسب ارجاع رئیس کل بهپروندههایی که در صلاحیت کیفری ۲ است نیز رسیدگی نماید.
ماده ۸ – رسیدگی به جرمهایی که مجازاتش غیر کیفرهای مذکور در ماده قبل و تبصرههای آن باشد، بعهده دادگاه کیفری ۲ میباشد.
ماده ۹ – در نقاطی که تشکیل دو شعبه دادگاه حقوقی و کیفری میسر نباشد یک شعبه دادگاه حقوقی ۱ یا کیفری ۱ به کلیه دعاوی حقوقی و جرائم رسیدگی خواهد کرد. هر گاه دادگاه واحد از نوع دادگاه حقوقی ۲ یا کیفری ۲ باشد به دعاوی حقوقی و جرائم در حد صلاحیت دادگاه حقوقی و کیفری ۲رسیدگی خواهد نمود.
تبصره – در این موارد هر گاه دادسرا در محل تشکیل نشده باشد وظایف دادسرا به عهده رئیس دادگاه یا عضو علیالبدل میباشد.
ماده ۱۰ – در جاهائی که دادگستری تشکیل نشده است یک دادگاه حقوقی ۲ میتواند تشکیل و به دعاوی و شکایاتی که در صلاحیت حقوقی ۲ وکیفری ۲ میباشد رسیدگی نماید و چنانچه یک دادگاه کافی نباشد دو دادگاه یکی حقوقی ۲ و یکی کیفری ۲ تشکیل و طبق صلاحیتهای خود عمل میکنند.
ماده ۱۱ – هر گاه کسی مرتکب جرمی شود در دادگاهی رسیدگی میشود که جرم در حوزه آن وقوع یافته است و اگر شخصی مرتکب چندین جرم در جاهای مختلف بشود، در دادگاهی به آن جرائم رسیدگی میشود که مهمترین جرم در حوزه آن واقع شده است و هر گاه جرائم ارتکابی از یک درجه باشد، دادگاهی که متهم در آن حوزه دستگیر شده به آن رسیدگی مینماید. در این صورت دادسرای هر محل تحقیقات لازمه را موافق تکالیف خود بعمل آورده و به دادستان دادگاهی که باید رسیدگی نماید نتیجه تحقیقات را ارسال میدارد.
تبصره – در مواردی که قانون ترتیب دیگری را پیشبینی کرده است مشمول این ماده نمیشود.
ماده ۱۲ – هر گاه کسی متهم به ارتکاب چندین جرم از انواع مختلف باشد با رعایت صلاحیت ذاتی در دادگاهی محاکمه میشود که صلاحیت رسیدگی به مهمترین جرم را دارد.
تبصره – به اتهامات متعدد متهم باید تواماً و یکجا رسیدگی شود لیکن اگر رسیدگی به تمام آنها موجب تعویق باشد دادگاه میتواند نسبت بهاتهاماتی که تحقیقات آنها کامل باشد حکم یا قرار مقتضی صادر کند.
ماده ۱۳ – در کلیه جرائمی که متهمین متعدد باشند و یا معاون و شریک داشته باشند و در صورتی که به یک یا چند نفر از آنها دسترسی نباشد وتفکیک ممکن باشد دادگاه باید رسیدگی را تفکیک و تکلیف متهمین حاضر را معین نماید و پرونده نسبت به غائبین مفتوح خواهد ماند.
ماده ۱۴ – شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه میشوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام مجرم اصلی را دارد.
ماده ۱۵ – هر گاه یکی از اتباع ایران در خارج از قلمرو حاکمیت جمهوری اسلامی ایران مرتکب جرمی شده و در ایران دستگیر شود در دادگاهیمحاکمه میشود که در حوزه آن دستگیر شده است.
ماده ۱۶ – در مواردی که دادگاه به ضرر و زیان ناشی از جرم رسیدگی می کند نصاب خاصی برای زیان وارده نمیباشد و حکم صادره مشمول مقررات حاکم بر همان دادگاه است.
تبصره – در صورتی که دعوی جزایی در دادگاه کیفری منتهی به صدور حکم برائت متهم یا قرار موقوفی تعقیب شود دادگاه مزبور مکلف است به دعوی حقوقی در صورتیکه در دادگاه کیفری مطرح شده باشد رسیدگی کرده و رأی صادر نماید.
ماده ۱۷ – حل اختلاف در صلاحیت بین دادگاههای کیفری طبق قواعد دادگاههای حقوقی است.
تبصره ۱ – مرجع حل اختلاف بین دادگاههای انقلاب و نظامی و نیز بین هر یک از دادگاههای مزبور با دیگر دادگاههای دادگستری دیوان عالیکشور است.
تبصره ۲ – حل اختلاف بین دادسراها تابع قواعد حل اختلاف دادگاههای همان دادسراها است.
ماده ۱۸ – در شهرهائی که شعب متعدد کیفری و حقوقی و مدنی خاص تشکیل شده باشد رئیس شعبه اول ریاست کل دادگاههای حقوقی و کیفری و مدنی خاص را دارا بوده و پروندههای واصله را به شعب مربوطه ارجاع میکند.
تبصره – رؤسای دادگستریها به تعداد مورد نیاز با تصویب شورایعالی قضایی از بین قضات میتوانند معاون داشته باشند.
ماده ۱۹ – رئیس کل دادگاههای هر شهرستان بعنوان رئیس دادگستری آن شهرستان بر کلیه دادگاههای حقوقی و کیفری و مدنی خاص و دادسرای عمومی محل نظارت و ریاست اداری دارد. همچنین رئیس دادگستری شهرستان مرکز استان ریاست اداری و نظارت بر امور دادگستریهای شهرستانحوزه آن استان را خواهد داشت.
تبصره ۱ – رؤسای دادگستری مکلفند در امور اداری دادسراها موافقت دادستان محل را جلب نمایند.
تبصره ۲ – تصدی امور اداری در غیاب رئیس دادگستری، با دادستان همان شهرستان است.
ماده ۲۰ – شورایعالی قضایی میتواند بمنظور جلوگیری از تراکم پروندهها و جهت تسریع در رسیدگی و جلوگیری از تعویق پروندهها قضات دادگاه حقوقی اعم از ۱ یا ۲ و یا مدنی خاص را با حفظ سمت مأمور رسیدگی به پروندههای کیفری، انقلاب و یا قضات دادگاههای کیفری را حسب ضرورت فوق با حفظ سمت مأمور رسیدگی به پروندههای حقوقی نماید.
ماده ۲۱ – به شورای عالی قضایی اجازه داده میشود افراد واجد شرایط قضا را با صدور ابلاغ قضایی برای مدت معین به هر نقطهای از کشورمأموریت بدهند و میزان صلاحیت رسیدگی آنان را در ابلاغ تعیین نمایند. قضات مذکور نسبت به تصمیمات متخذه در قبال دادگاه انتظامی مسئولمیباشند و در صورتی که قاضی محل مشغول رسیدگی به پروندهای شده باشد با رضایت وی قاضی مأمور مجاز رسیدگی به پرونده مربوط خواهد بود.
مبحث دوم – در شروع رسیدگی
ماده ۲۲ – دادگاههای کیفری در موارد زیر شروع به رسیدگی مینمایند:
۱- اقامه دعوی و شکایت شاکی یا مدعی خصوصی به واسطه وقوع جرم یا ضرر و زیانی که از جرم به آنان وارد آمده است.
۲ – در مورد جرائم مشهودی که جنبه عمومی دارد و یا جرائمی که زمینه را به تشخیص قاضی برای جرائم عمومی فراهم میآورد.
۳ – اعلام و اخبار ضابطین دادگستری یا اشخاصی که از قولشان اطمینان حاصل شود (در جرائمی که دارای جنبه عمومی است).
۴ – تقاضانامه و یا کیفرخواست دادسرا.
۵ – حکم دادگاه کیفری ۲ در تعقیب امر جزایی در مقام حل اختلاف عقیده بین بازپرس و دادستان.
۶ – سایر مواردی که در قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی پیشبینی شده باشد.
ماده ۲۳ – مدعیان خصوصی میتوانند شخصاً یا توسط وکیل شکایت نمایند.
ماده ۲۴ – در مواردی که شکات و مدعیان خصوصی شخصاً یا توسط وکیل مستقیماً به دادگاههای کیفری شکایت و اقامه دعوی مینمایند باید درعرضحال خود موارد زیر را مشروحاً قید کنند.
۱- نام و نام خانوادگی و نام پدر و نشانی دقیق خود.
۲ – موضوع شکایت و ذکر اینکه در چه تاریخی و در کجا واقع شده است.
۳ – ضرر و زیانی که به مدعی وارد شده و مورد مطالبه است.
۴ – ذکر مشخصات و نشانی مشتکی عنه یا مظنون.
۵ – ذکر اسامی و مشخصات و نشانی مطلعین و سایر ادله.
تبصره – چنانچه عرضحال ناقص یا شفاهی باشد مراتب در صورتجلسه تنظیمی وسیله دفتر دادگاه منعکس و به امضاء یا اثر انگشت شاکی میرسدو اگر نتواند امضاء کند یا انگشت بزند مراتب قید میشود.
ماده ۲۵ – هر گاه طرف مدعی غیر معین بوده و یا دلائل اقامه دعوی کافی نباشد و موضوع مهم و صرفنظر از شکایت مدعی خصوصی قابل تعقیبو رسیدگی باشد، دادگاه کیفری تحقیقات لازم را از ضابطین دادگستری میخواهد.
ماده ۲۶ – ضابطین دادگستری هر گاه جرائمی را کشف نمایند که راجع به دادگاههای کیفری است و صرفنظر از وجود یا فقد مدعی یا شاکی قابل تعقیب باشد به محاکم کیفری با ذکر موارد زیر اطلاع میدهند:
۱- محل و تاریخ وقوع جرم.
۲ – مشخصات مظنون.
۳ – دلائل جرم.
۴ – شاکی دارد یا خیر
۵ – مشخصات شهود
۶ – نشانی کامل طرفین پرونده و مطلعین
تبصره – در موارد زیر ضابطین دادگستری ضمن اعلام جرم میتوانند متهم را به دادگاههای کیفری معرفی نمایند:
۱- هر گاه مرتکب در حین ارتکاب جرم دستگیر شده و محل اقامت او معین نیست و نمیتوان اطمینان به اظهار او در باب اسم و محل اقامت اوحاصل نمود.
۲ – در صورتیکه عمل مرتکب مستلزم مجازات حبس یا قصاص یا دیه یا حد است و احتمال میرود که آثار عمل ارتکاب خود را معدوم نماید یا فرار کند.
ماده ۲۷ – قاضی دادگاه کیفری در کلیه جرائم نظر به اوضاع و احوال قضیه و موضوع میتواند تعقیب و محاکمه متهم را بلافاصله و مستقیماً دردادگاه آغاز نماید. چنانچه محاکمه نیاز به تحقیقات مقدماتی داشته باشد میتواند تحقیقات را راساً انجام دهد یا انجام آنرا از دادسرا یا ضابطین دادگستری بخواهد و در آن نظارت نماید. در این صورت پس از انجام تحقیقات و اقدامات مورد نظر پرونده به دادگاه ارسال میشود.
تبصره – در موارد فوق اخذ تأمین لازم از متهم به عهده دادگاه خواهد بود.
ماده ۲۸ – رئیس یا عضو علیالبدل دادگاههای کیفری اعم از ۱ یا ۲ پس از رسیدگی و محاکمه و مطالعه و نظریه مشاور (در صورتیکه دادگاه دارای مشاور باشد) رأساً مبادرت به انشاء حکم مینماید. حکم مزبور جز در موارد تجدید نظر مذکور در این قانون و در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها مصوب ۱۳۶۷/۷/۱۴ قطعی است.
تبصره ۱ – نحوه اجرای احکام اعدام، رجم، صلب، قطع یا نقص عضو مطابق آئیننامهای است که توسط شورایعالی قضایی تهیه و تصویب خواهد شد.
تبصره ۲ – پروندههائی که در تاریخ لازمالاجرا شدن این قانون منتهی به ابراز نظر و استنباط شده پس از اظهار نظر دیوانعالی کشور دادگاه کیفری یک با لحاظ نظر دیوانعالی کشور به تشخیص خود مبادرت به انشاء حکم خواهد نمود.
ماده ۲۹ – احکام دادگاههای کیفری باید مستدل و موجه بوده مستند به مواد قانون و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده است. دادگاهها مکلفند حکم هر قضیه را در قوانین مدونه بیابند و اگر قانونی نباشد با استناد به منابع فقهی معتبر یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید و دادگاهها نمیتوانند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه از رسیدگی به شکایات و دعاوی و صدور حکم امتناع ورزند.
تبصره – در صورتی که قاضی مجتهد جامع الشرایط باشد و فتوای فقهی او مخالف قانون مدون باشد پرونده جهت رسیدگی به قاضی دیگری محول میشود.
ماده ۳۰ – در جرایم و اموری که جنبه حقاللهی دارند محاکمه باید با حضور متهم صورت گیرد و در چنین مواردی دادگاههای کیفری مجاز به محاکمه و صدور حکم غیابی نسبت به جنبه حقاللهی نمی باشد ولی جهت حقالناسی آنها در غیاب متهم قابل رسیدگی است.
مبحث سوم – در تجدید نظر
ماده ۳۱ – موارد تجدید نظر نسبت به احکام و قرارهای دادگاههای کیفری و چگونگی رسیدگی به آن و مرجع تجدید نظر به استثناء مواردی که دراین قانون تصریح گردیده بنحوی است که در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام و نحوه رسیدگی به آنها پیشبینی شده است.
ماده ۳۲ – در مواردی که دادگاه کیفری ۱ به پروندههائیکه در صلاحیت دادگاه کیفری ۲ است رسیدگی مینماید رسیدگی تجدید نظر نسبت به حکم یا قرار صادره بعهده شعبه دیگر دادگاه کیفری ۱ همان حوزه قضائی میباشد و در صورت وحدت شعبه، رسیدگی مزبور با نزدیکترین دادگاه کیفری ۱ خواهد بود.
ماده ۳۳ – هر گاه در تطبیق عمل ارتکابی با مواد قانونی و احتساب مدت مجازات و محاسبه جریمه و جزای نقدی و ضرر و زیان مدعی خصوصی و یا ذکر اسم و مشخصات متهم و مدعی خصوصی و مانند آن از طرف دادگاه صادرکننده حکم اشتباهی رخ داده باشد دادگاه صادرکننده حکم حقاصلاح اشتباه موارد فوق را دارد و هر گاه پرونده در مرجع تجدید نظر مطرح شده باشد مرجع مزبور بدون اینکه اساس حکم را نقض نماید، اشتباه رارفع نموده و حکم را تصحیح مینماید.
ماده ۳۴ – شاکی یا مدعی خصوصی نسبت به حکم برائت متهم در صورت وجود جهات تجدید نظر مذکور در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها مصوب ۱۳۶۷/۷/۱۴ حق تجدید نظر را دارد.
ماده ۳۵ – هر گاه رئیس دیوانعالی کشور یا دادستان کل کشور آراء هر یک از محاکم اعم از حقوقی، کیفری، مدنی خاص، انقلاب و نظامی را ولواینکه در مقام تجدید نظر صادر شده باشد نسبت به موارد تجدید نظر مذکور در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها قابل تجدید نظر بداند حق درخواست تجدید نظر بنحو مندرج در قانون مذکور را دارند. در مورد این ماده مرجع تجدید نظر مجدد آراء صادره وسیله دادگاه در مقام تجدید نظر دیوانعالی کشور است.
تبصره – آرائی که وسیله دادگاههای حقوقی یا کیفری و نظامی یک در مقام رسیدگی تجدید نظر نسبت به آراء دادگاههای حقوقی یا کیفری یانظامی دو صادر میشود جز به درخواست رئیس دیوانعالی کشور یا دادستان کل کشور قابل تجدید نظر مجدد در دیوانعالی کشور نمیباشد.
فصل دوم – دیوانعالی کشور
ماده ۳۶ – دیوانعالی کشور در تهران تشکیل میشود اگر شورایعالی قضایی مصلحت بداند میتواند در شهرستانهای دیگر نیز شعبی تشکیل دهد.
ماده ۳۷ – شعب دیوانعالی کشور به حسب مقدار نیاز متعدد خواهد بود و ریاست دیوانعالی کشور بعهده رئیس شعبه اول است و پروندهها بهدستور او به شعب دیگر ارجاع میشود و میتواند اختیارات خود را در خصوص ارجاع پروندهها و ریاست هیأت عمومی به رئیس یکی از شعب دیگر ویا معاون قضایی خود محول نماید.
تبصره – معاون قضایی باید واجد شرایط مذکور در ماده ۳۹ باشد.
ماده ۳۸ – هر یک از شعب دیوانعالی کشور از دو نفر قاضی واجد شرایط که یکی از آنها رئیس و دیگری مستشار است تشکیل میشود.
تبصره – دیوانعالی کشور به تعداد لازم برای شعب عضو معاون خواهد داشت و عضو معاون میتواند وظایف هر یک از دو عضو شعب راعهده دار گردد. تعداد معاونین که نباید بیشتر از تعداد شعب باشد طبق نظر شورایعالی قضایی تعیین میشود.
ماده ۳۹ – رئیس، مستشار و عضو معاون باید یا مجتهد باشند و یا ۱۰ سال تمام در درس خارج شرکت نموده باشند و یا دارای ۱۰ سال سابقه کارقضایی و یا وکالت بوده و آشنایی کامل به قوانین مدون اسلامی داشته باشند.
تبصره – تشخیص دارا بودن شرایط فوق بعهده شورایعالی قضایی است.
ماده ۴۰ – هر یک از اعضاء شعب دیوانعالی کشور موظف است پروندۀ ارجاعی را با حفظ نوبت و کمال دقت مطالعه و بررسی نموده پس ازمشاوره کافی بطور مستدل اظهار نظر نماید.
تبصره – پروندهها کلا به نوبت رسیدگی میشود مگر در موارد فوری که به تشخیص رئیس رسیدگی خارج از نوبت بعمل خواهد آمد.
ماده ۴۱ – در صورت اختلاف نظر بین دو عضو شعبه عضو معاون و با یکی از قضات شعب دیگر به آنان ضمیمه و نظر اکثریت ملاک خواهد بود.
ماده ۴۲ – متداعیین یا وکلای آنان برای رسیدگی احضار نمیشوند مگر آنکه شعبه دیوانعالی کشور حضور آنان را برای ادای توضیحات لازم بداند که در این صورت کسانی که حضورشان لازم است احضار میگردند و پس از استماع توضیحات آنها و اظهار عقیده دادستان کل کشور یا نماینده او شعبه مبادرت به صدور رأی مینماید ولی عدم حضور احضارشدگان بدون عذر موجه صدور رأی را به تأخیر نمیاندازد.
تبصره – دادستان کل کشور یا نماینده او ضمن اظهار عقیده راجع به رأی دادگاه میتواند به یک یا چند جهت پیشبینی شده برای تجدید نظر نسبت بمواردی که دارای جنبه عمومی است یا مورد اعتراض ذیحق قرار گرفته تقاضای تجدید نظر نماید.
ماده ۴۳ – کلیه قوانین و مقررات مغایر با این قانون از تاریخ لازمالاجرا شدن این قانون لغو می گردد.
قانون فوق مشتمل بر چهل و سه ماده و بیست و شش تبصره که طبق اصل ۸۵ قانون اساسی در جلسه مورخ ۱۳۶۸/۴/۲۰ کمیسیون امور قضائی وحقوقی تصویب و در جلسه علنی روز چهارشنبه سی و یکم خرداد ماه یکهزار و سیصد و شصت و هشت مجلس شورای اسلامی با پنج سال مدت اجرای آزمایشی آن موافقت و در تاریخ ۱۳۶۸/۴/۲۹ به تایید شورای نگهبان رسیده است.
رئیس مجلس شورای اسلامی – اکبر هاشمی
تفسیر قانونی ماده ۳۵ قانون تشکیل دادگاههای کیفری ۱ و ۲ و شعب دیوان عالی کشور
مصوب ۱۳۷۰
موضوع استفساریه
۱- آیا منظور از «ذیل این ماده» این است که دیوانعالی کشور رسیدگی میکند هر گاه حکم را خلاف شرع یا قانون یافت آن را نقض و پرونده را جهت رسیدگی ماهوی به دادگاه هم عرض دیگری ارسال میدارد یا شعبه دیوان خود رأساً شروع به رسیدگی ماهوی می نماید؟
۲- اگر رئیس دیوانعالی کشور و یا دادستان کل تجدید نظر بخواهند، آیا شعبه مرجوعالیه دیوان مکلف است رأی را نقض کند و رسیدگی ماهوی نماید؟ یا فقط آنها میتوانند تقاضای تجدید نظر نموده و شعبه هم تجدید نظر شکلی کند که اگر آن را مخالف قانون یا شرع یافت نقض نماید؟
۳- آیا این درخواست شامل احکام ماهوی دیوان عالی کشور می شود یا خیر؟
۴- اگر دادستان کل رأی را بلااشکال دانست لکن رئیس دیوان عالی کشور درخواست تجدید نظر داشت و یا بالعکس، آیا میتواند پرونده را جهت رسیدگی به شعبه دیوانعالی ارسال نماید یا نه؟
۵- پس از آنکه رأی دادگاه نخستین مستدل نقض گردید و برای رسیدگی به شعبه دیگر دادگاه همعرض ارسال شد آیا دادگاه دوم مکلف است نظریه دیوان عالی را بپذیرد و یا او هم میتواند رأی بر خلاف نظریه دیوانعالی صادر نماید؟
۶- صدر ماده مزبور که آراء محاکم را قابل تجدید نظر دانسته اطلاق دارد آیا منظور از آن آراء پس از تصویب این قانون است و یا شامل آراء سالهای قبل (هر چه پیش رود) هم میشود؟
نظریه مجلس
ماده واحده – منظور از ماده ۳۵ قانون تشکیل دادگاههای کیفری ۱ و ۲ این است که:
۱- در صورت درخواست رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل، دیوانعالی کشور ملزم است به درخواست تجدید نظر رسیدگی کند و در صورتیکه نظر به نقض داشت خود رسیدگی ماهوی نماید.
۲- مفاد ماده ۳۵ شامل احکام صادره از شعب دیوان عالی کشور غیر از آرائی که در مقام رسیدگی ماهوی صادر میشود نیز می گردد.
۳- هر یک از دو مقام ریاست دیوان عالی کشور و دادستان کل میتوانند درخواست تجدید نظر نمایند و عدم درخواست یکی یا مخالفت او مانعطرح درخواست دیگری نیست.
تفسیر قانونی فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ سیزدهم آذر ماه یک هزار و سیصد و هفتاد مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۱۳۷۰/۹/۲۷ به تایید شورای نگهبان رسیده است.
رئیس مجلس شورای اسلامی – مهدی کروبی